تبليغاتX
انیس -
البته چپه ش
این روزا حس می کنم مخم زیادی داره می جوشه. هر چی بیش تر درس می خونم رغبتم به تماشای فیلم یا خوندن رمان یا کلا کتاب یا نوشتن مطلب برای وبلاگ بیش تر می شه. چیزی که بیش تر از هر چیزی باعث این وسوسه ها می شه اینه که خودم رو مدام منع می کنم. اگر چه من سرم بره بعضی چیزام نمی ره( مثلا دست و پام می مونند)

ولی یادم نمی آد هیچ وقت درسا رو این قدر فحش داده باشم. فلسفه و منطقی که می خونیم از آسون ترین و چرت ترین درس هاست که بچه های انسانی همه ش فحشش می دند. از جمله معدود درس هایی هم هست که من خیلی خوب توش تراز میارم. ولی طی این مدت هر سوالی از استاد های فلسفه مون پرسیدم یا بی جواب مونده ، یا هم طوری جواب داده شده که در آخر کتاب منطق به این روش جواب دادن گفتند سفسطه. مثلا وقتی من رفتم پای تخته و اون اصل چرت ابن سینا و که می گه: تسلسل علل نامتناهی محال است (یعنی این که یک چیز بیش تر از یک علت نداره) رو رد کردم استاد آموزشگاه فقط قرمز شد و گفت: شما باید این ها رو یاد بگیری و بری سر جلسه ی کنکور جواب بدی. بیش تر از این نباید پیش بری!

یا مثلا تو منطق یک بحثی داریم به نام عکس. همه ی ما می دونیم که عکس ِ عکس یه چیز خود اون چیز می شه. ولی در منطق اسلامی عکس عکس یک چیز یه چیز دیگه می شه. استاد های منطق وقتی بهشون می گی این درس ایراد داره و چرته سریع می گن: منطق همون زبان ریاضیه. مثلا هیچ عددی غیر از ۱ وجود نداره. هیچ عمل ریاضی ای هم جز جمع وجود نداره. مثلا : عدد پنج در واقع پنج تا یکه!  (خب بعد اون پنج دومی از کجا اومده؟) هیچ عملی هم به غیر از جمع وجود نداره.ضرب در واقع چند تا جمع هستش.  تقسیم در دو در واقع ضرب در یک دومه. ضرب هم از یک سر جمع ساخته شده و جذر هم از یک سری ضرب.

ولی این استاد های با سواد وقتی بهشون می گی در ریاضی عکس عکس یک قضیه ی باید خود اون قضیه بشه سریع گوز پیچ می شن. یا وقتی می پرسی اگه تسلسل علل باطله پس دایره چند تا شعاع داره؟ سریع وقت استراحت می دن تا بچه ها بپرن رو سر و کول هم.

خیلی مفتخریم که در رشته ی انسانی عربی رو با ضریب چهار پاس می کنیم. زبونی که از قرآن قربونش برم اومده. آخه ما که نوه نتیجه های کورش کبیریم چرا؟ (راستی من هیچ وقت نفهمیدم. مگه اسم کورش نمادی از عظمت آریایی و ضدیت با عرب نیست؟ چرا پسوند کبیر بهش دادند. که صفت مشبه بر وزن فعیله؟) بعله دیگه. باید روزی سه ساعت زبونی رو بخونی که تو ماهواره از هر پنج تا کانال یه دونه کانال سکسی به این زبون هست. چه می شه کرد؟ مصیبت عمومی که عزاداری نداره؟

کلا یه چیز خیلی خنده داری هست که درس های دبیرستان، مخصوصا درسای علوم انسانی رو شیرین کرده  مثلا: این که همه ی درسای ما دینی اند. سه تا معارف داریم که اون ها دینی اند. فلسفه ی اسلامی مون که آخر دینه. ادبیات فارسی مون از اول که شروع می شه با مناجات های خواجه عبداله انصاری شروع می شه و با تلمیح های قرآنی تموم می شه. تو جغرافیا پارسال سوال کنکور بوده: در کدام آیه ی کدام سوره قرآن خداوند فرموده ما نعمت های خود را آن چنان که صلاح دانسته ایم بر زمین ارزانی داشته ایم. (منظورش اینه که چون ایران نفت زیاد داره خدا ایرانی ها رو دوس داره) تاریخمون که نصفش رجز خونی های معاویه و یزید برای امام حسن و امام حسینه و این که چرا امام حسن با معاویه صلح کرد ولی امام حسین صلح نکرد. تو زبان سال سوم دبیرستان به جای این که دو تا اصلاح انگلیسی یاد بگیریم که اگه خبر مرگمون رفتیم خارج یه چیزی بلد باشیم گفتن: break یعنی شکستن. fast یعنی روزه. break fast یعنی شکستن روزه. Muslims (مسلمونا) سی روز در سال روزه اندand so on.... 

یادش به خیر اون موقع که کلاس زبان می رفتم، وقتی معلمه ازم پرسید چرا این روزا پکری گفتم:

cause my mind is farted (چون مخم گوزیده)

اونم خیلی با حوصله گفت:  no, thats a persian slang, u should  say :  Im  confused (نه این یه اصلاح فارسیه شما باید بگید من گیج شدم.)

حالا هم دارم می گم : !!!!!!!!!!!!!!!!!!!confused  شیش سیلندر Im  

+ نوشته شده در  2007/4/5ساعت 8:59 PM  توسط انیس  |